اشعار شاعران انجمن شعر و ادب ابریشم صومعه سرا در وصف شهید مدافع حرم محمد اتابه | گروه فرهنگی شهید مدافع حرم محمد اتابه

ایته کوگا تی گريانه هه ايمروز
امى هم ناله بارانه هه ايمروز

اگرچى تی جوانه جان بوشو زای
تره “زینب” پريشانه هه ايمروز

شعر از آقای امیررضا ستایش صومعه سرائی

تقدیم به شهيد گرانقدر مدافع حرم محمّد اتابه


تقدیم به شهدای مدافع حرم
و شهید بزرگوار مدافع حرم شهرمان (صومعه سرا)شهید محمد اتابه

(حریم حرم)

هرگز
به این اندازه
به درک این پیام
نزدیک نشده بودم
که تمام زمین ها کربلا
و همه ی زمان ها عاشوراست
و اکنون
زمان امتحان
فرا رسیده است
دوباره از سرزمین شام
فتنه ها آغاز شده است
معاویه ها
یزیدها
عمروعاص ها
و ابن زیادها
دست به دست هم داده اند
تا غیرت شیعه را بسنجند
به گمان آنکه دیگر
مالک اشتری نیست
عباس و
علی اکبری نیست
حریم حرم عمه ی سادات
زینب کبری را
با آتش جهل و کینه
آماج تیرها و گلوله های آل سفیان
قرار داده اند
آنها که از بریدن سرهای کودکان
ابا ندارند
آنها که به قتل و غارت و تجاوز
جهاد می گویند
آنها که با کمربندهای انفجاری
کودکان نابالغ
و زنان عقب مانده را
در بازارهای شلوغ
منفجر می کنند
آنها به نام دین
آمده اند تا همانگونه
که مقبره ی پیامبران را
و بارگاه حجربن عدی را
با خاک یکسان کردند
زبانم لال
با حرم زینبیه
همان کنند
و می کردند
اگر نبودند
مدافعان حرم
آنها که عباس وار
تا آخرین توان
تا پای جان
از حرم آل علی
دفاع کردند
چونان مدافعان آخرین نماز حسین
در ظهر عاشورا
آنها که مردانه
ادعاهایشان را اثبات کردند
که جایشان
در میان هفتاد و دو شهید کربلاست
نه آنها که در سیاهی شب عاشورا
جامه و جان به در بردند
و نه آنها که فتوای قتل حسین را
صادر کردند
و نه آنها که به هوای گندم ری
دنیا و آخرت شان را
به باد دادند

آقای حمیدرضا اقبالدوست


وقتی بوشویی هیشکی خبردار نوبو
آخر تی هدف گرمی بازار نوبو

حالا کی تی تابوته امی سر دریمی
فهمیم تی دلاوری امی کار نوبو !

شعر از آقای کامران جوادی

تقدیم به شهید اتابه


تقدیم به شهید مدافع حرم محمد اتابه

دلم گلدان گلهای سفیداست
پرازخاک غم وخاک امیداست
زخون عشق ,سیرابش نمایید
که بی تاب گل سرخ شهیداست

شعر از آقای علی (مسعود) جمالی

هرچنداگرکه بنده ای بد بودیم
مادرهمه امتحان حق رد بودیم
محشربشود مابه خدا میگوییم
همشهری ساده ی ,,محمد,, بودیم

شعر از آقای علی (مسعود) جمالی

تویه یه روزپاییز , تورفتی پشت أبرا
امیرحسین نشسته کنارسنگ قبرا
مادرفدای قدت,قربون اشک چشمات
پدرکنارعکست , توخونه خالیه جات
قصه ی پهلوونیت,نقل شبای شهره
غمزده بی توعشقم,حال وهوای شهره
میگن به عشق زینب,برادرم فداشد
کبوتردل من,زایرکربلاشد
عجب صفایی داره,ضریح پاک زینب
نامحرمی نمونه,میخوام توخاک زینب
دلم که پرکشیده , چراسرم بمونه
به عشق امررهبر,بایدحرم بمونه
بجای اینکه بعدأ عصای مادرم شم
میخوام غلام زینب,مدافع حرم شم

شعر از آقای علی (مسعود) جمالی

شما میتوانید از طریق قسمت نظرات در انتهای این صفحه دل نوشته خود را ارسال کنید

ارسال دیدگاه